درود و همیشه شاد باش به دوست بسیارارزشمند و دوست داشتنی ام
ساحل تنهای نازنین
شعری که سروده وگفته خودم می باشد و چند سال پیش آنگاه که در نیاوران در مرکزی فرهنگی کار می کردم _ سال 1380 _ دربرابر این نوشته تازه تان به شما پیشکش می کنم که پاسخی برای آن است و اگرخواستید این شعرراچون با آپ تازه تان مناسبت دارد به نام من که سراینده اش می باشم ، بگذارید وآن چنین است :
فکر بلند طلوعم. شوقی به آغاز دارم .
تامقصد بی کرانها شوری به پرواز دارم .
تکرار سبز هنوزم . می خواهم از نو برو یم .
همواره از رویشی نو از بی کران راز دارم .
... اندیشه ام راهواییست تا وسعت بی کرانها .
دراوج تا بی نشانها نیروی اعجاز دارم ...
... و این هم سروده ای دیگر ازمن :
صبحم که باسپیده خوش آغاز می شوم.
عشقم که ازجوانه ی گل باز می شوم .
می رو یم وچه تازه تر از غنچه می شوم !
همواره تازه مثل گلی ناز می شوم .
... باغ مرا غبار خزان سر فرو نکرد .
سبزم که بابهار نو همراز می شوم ...
... دوست خو بم ! اندیشه و فرهنگ والای ما ایرانیان برپایه شادی و امید و مهر است و مابودیم که پایه گذاراندیشه مهر درجهان بوده ایم .آن روزها عربها و غربیها کجا بودند ؟؟؟؟؟
... چرا می گویی تنهایم ؟؟؟ چرادلتنگی ها راه خواندن درس و کتاب را باید به روی شما ببندد؟؟؟
... چرادلتنگی ؟؟؟ چراخستگی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟///
تورو خدا هرگزاین واژه های بد وشوم رابکارنبر.
... آن شعرهایی که برای شماگذاشتم ، بهترازهرچیز گویای سخن وپیام من به شماست .
... بازهم می گویم اگر می خواهی این شعرهارادرآپ تازه ات که مناسبت هم دارد ، بگذاری ، بانام من که سراینده اش می باشم ، ایرادی ندارد...
... دستتان درد نکند.
نوشته تان خوب بود... ازاینکه به من ازبه روزشدنتان گفتید ، ازبزرگواری شمابسیارسپاسگزارم .
تادیداری دیگر ... درپناه مهر ...
زادمهر:
