تبليغاتX
ساحل تنهایــــی من - یادگاری دوستانم(آلاد)

ساحل تنهایــــی من

آنچه گویم شعر نیست , غزل و قصیده نیست , حرف هاییست ز جنس غم و تنهایی من

آلاد:

سلام دوست خوبم بار اول که خوندم فکر کردم شعر زیر شاید مناسب حال این پستت باشه

(( داغ ))

داغ ، داغ
رفاقت کجايي؟
تقلب مي کنم از روي خودت
هي
نيستي من پر رو شده ام
روي رو در رو
مي خندم به تو
که دريايي
باش ،من هم آفتابم
جمع کن خودت را
که اخم مي کنم
باز هماني
و نهايت لبخندم
بخار مي شوي
مي رسي به خودم
به من


اما خوب بار دوم که خوندم تصمیم گرفتم یک شعر جدید بنویسم شاید یه تلنگر باشه به همین خاطر اینو نوشتم :

من و تنهای هایم

ما
من وتنهاي هایم
تن دل را از کودکي شقايق ها
بارور مي کنيم
و شکوه بافت دستانت را
با ما
به شميم مريم ها و گيسوانش نشان مي دهيم
دستانت سبزينه ي هميشگي اند
ما
من وتنهای هایم
تو را سر مي دهيم
هميشه ي خدا و درخت و آتش
تا از گوشه اي
براي من لبخند بزني
و براي تنهايم
دستي و نفسي

ممنونم که من رو دعوت کردی برای خوندن نوشتت

سال نو پیشاپیش مبارک

بدرود